معلمانِ دغدغهمندِ دیارِ گردو و عسل؛ همانهایی که با کمترین رفاهیات، در کلاسهای سردِ زمستان و هیاهویِ مجازیِ تابستان، قلبشان برای آیندهی فرزندانِ این خاک تپید.
۱۲ اردیبهشت ماه، در تاریخِ کهنِ شهرستان دماوند تنها یک تقویم نیست؛ روز تجلیل از کسانی است که صبوری را از کوه استوارمان و بخشندگی را از چشمههای جاریمان آموختهاند.
امروز روز معلم است؛ روز پاسداشتِ مجاهدانی که در هیاهوی آموزش مجازی و از پسِ دیوارهای سنگی و کوچههای سرد، گرمای بخشش را به خانههای دانشآموزان این دیار بردند.
معلمانی که در جایجای این شهرستان، از مدارس روستایی تا کلاسهای شهری، اجازه ندادند چراغ دانایی زیر سایه مشکلات خاموش شود.
ما از معلمانِ شریفِ «دماوند» حرف میزنیم؛ نجابتمندانی که پشت حقوقهای اندک و وعدههای تکراری، قامت خم نکردند و اعتبارشان را نه از فیشهای حقوقی که از دعای خیر اولیا و لبخندِ دانشآموزان همین کوچهپسکوچهها میگیرند.
همانهایی که شاید امروز در جایگاه واقعی معیشتی خود نباشند، اما سنگبنای عزتِ این شهرستان تاریخی بر دوش آنهاست.
معلمانِ دغدغهمندِ دیارِ گردو و عسل؛ همانهایی که با کمترین رفاهیات، در کلاسهای سردِ زمستان و هیاهویِ مجازیِ تابستان، قلبشان برای آیندهی فرزندانِ این خاک تپید.
معلم عزیزِ دماوندی؛ شاید جیبهایت به اندازه بزرگیِ نامت سنگین نباشد، اما دستانت بوی شکوفههای سیب و طعمِ آینده میدهند.
در روزگاری که هر کس به دنبال سهم خویش است، تو سهمت را در جوانه زدنِ فکری نسلی میجویی که فردا باید اعتبارِ این قلهی سرافراز باشند.
به نامِ مقدست، به نجابتِ دماوندیات و به این ردای پیامبری که بر تن داری، افتخار کن و تو نه فقط مدرسِ کتابها که معمارِ غیرت و امید در رگهای این کهندیاری.
**روزت مبارک، ای صبورترین سنگربانِ آگاهی در پناهِ قلهی استوار ایران.**
































