پایگاه خبری عصر شرق- یک سال بود که درهای استادیوم تختی، بوی غربت میداد؛ یک سال بود که توپهای چهلتکه در گوشه خانهها خاک میخوردند و ساقبندها، بیتابِ تنه زدن به حریف بودند.
یک سال سکوتِ مرگبار در جایی که باید کانون فریاد و هیجان باشد، بر شانههای شهر سنگینی میکرد، اما امروز، آن سکوتِ طولانی با صدای گامهای استواری شکست.
خوب یادمان هست؛ همین چند وقت پیش بود که چمن فرسوده و تکهتکه استادیوم، بیشتر از آنکه زمین بازی باشد، شبیه به یک میدان مین بود! فوتبالیستهای جوان ما هر بار که پا به توپ میشدند، بیمِ مصدومیت و زخمهای عمیق بر زانوهایشان را داشتند.
امروز اما، ورق برگشته است؛ حالا استادیوم تختی، تنها زمین چمن مصنوعی شهر، مثل یک زمردِ درخشان در دامنهی قله استوار دماوند میدرخشد.
چمنِ نونوار و دورنگی که با دقت و وسواس پهن شده، حالا زیر پای نوجوانانی است که با چشمان درخشان و شور و شوقی وصفناپذیر، دوباره «پا به توپ» شدهاند؛ نگاه که میکنی، ارتش کوچک فوتبالیستهایی را میبینی که با هر استارت و هر شوت، یک سال انتظار را به دست فراموشی میسپارند.
این مستطیل سبز ۷۵۰۰ متری، حالا دیگر فقط مشتی پلاستیک نیست؛ اینجا کارخانه رویاسازی است؛ اینجا جایی است که دوباره رفاقتها پا میگیرد، عرقها ریخته میشود و قهرمانان فردا، اولین درسهای ایستادگی را میآموزند.
حالا دوباره صدای سوت در فضای استادیوم میپیچد و دوباره فریاد «گل» سکوت کوهستان را میشکند؛ استادیوم تختی دماوند، پس از ۳۶۵ روز دلتنگی، دوباره به آغوش صاحبان اصلیاش یعنی جوانان غیور این دیار بازگشته است.
































