مهران دشتی فعال فرهنگی – هنرموسیقی: اولین باری که با عبارت روز فرهنگ عمومی در دعوت نامه ها رو به رو شدم توجه ام به شدت جلب شد، من هم مثل خیلی از افراد جامعه هرگز از وجود چنین روزی در تقویم کشوری خبر نداشتم و خیلی متاسف شدم که به خاطر شرایط کرونا و برهم خوردن نظم شغلی نتوانستم در مراسم هفدهم آبان شرکت کنم.

فرهنگ عمومی اسمی عام با پهنه وسیعی از ابعاد فرهنگی، خیلی زود برای من چالشی ایجاد کرد و به سرعت دریافتم فرهنگ عمومی از حوزه ای تخصصی حرف نمی‌زند؛ چون که در حوزه های تخصصی فرهنگ در تقویم کشوری به اندازه کافی روزهای معین داریم، پس احتمالا به تعبیر من فرهنگ عمومی از بطن جامعه و همون رفتارهای اجتماعی ما صحبت خواهد کرد.

با نگاهی کنجکاوانه به دنبال شاخص های فرهنگی کهن شهرم می‌گشتم و مرتب از خود سوال می‌کردم مجموع فرهنگ عمومی چه چیزی میتونه باشه، شاخص های ارزیابی آن چیست؟ با نگاهی عمیق تر به اطرافم دریافتم از نظر معیار و شاخص فرهنگی در نقطه قابل قبولی نیستیم، چرا؟

چون وقتی که به راحتی زباله هایمان را در جوی ها رها می‌کنیم، به راحتی و گستاخی دوبله و سوبله پارک میکنیم، در گفتار و رفتارمان رعایت ادب نداریم، چراغ قرمز را به راحتی رد میکنیم، در مراسماتمان اعم از عروسی، عزا و ایدولوژیک به راحتی مزاحمت ایجاد میکنیم، در تاکسی ولنگ و باز می نشینیم، در نگاهمان به نوامیس آزار روحی و جسمی وارد میکنیم، در اماکن عمومی سیگار میکشیم و ته سیگار را پای درخت پرت میکنیم، در صف خرید کالا رعایت حال سالمندان و کودکان را نمیکنیم ، دلسوز اموال عمومی شهرمان نیستیم، به راحتی دروغ میگویم و بعدش به راحتی قسم میخوریم، با صدای بلند موسیقی گوش میدهیم،  در راه رفتن به خودمان حق میدهیم هرجای بدنمان را ویزیت کنیم و همه انتقادها و کم و  کاستی ها را به گردن مسئولین و نظام و دولت می اندازیم و خودمان را مبرا میکنیم، وقتی که خانمی کنار خیابان ایستاده و برایش از ارسال چراغ و بوق و … کوتاهی نمی کنیم و ترافیک ایجاد میکنم و ناموسمان را در شهر ترور شخصیتی میکنیم، وقتی که قضاوتمان از روی چهره و پوششمان تعریف میشود و در ادبیات محاوره ای بدون رعایت حریم و حرمت افراد از عبارات جانم و عزیزم استفاده میکنیم وقتی که در اداراتمان تکریم ارباب رجوع به پایین ترین سطح خود رسیده و بی محابا آب دهان و بینی خود را به راحتی در خیابان تخلیه میکنیم و در اماکن گردشگری به راحتی زباله هایمان را رها میکنیم و از پنجره خودرویمان پوست تخمه و پفک و… را در جاده وخیابان رها میکنیم وقتی که با ظاهری شیک و پیک مشغول خوراک دادن به سگها هستیم ولی مستمندی را با عبارت بی لیاقت بدرقه میکنیم و همیشه در انجام کارهایمان خشم داریم و به هم لبخند و احترام نمی گذاریم وقتی به این باور رسیدیم که بدون پارتی و رشوه کارمون پیش نمی رود و دنبال دور زدن قانون هستیم و برای قانون ارزشی قائل نیستیم، وقتی  کاسب محترم نرخ سود شرعی را در کارش ملاک قرار نمیدهد و کلا رعایت حق الناس را فراموش کرده ایم و..و…و….

فرهنگ عمومی را باید در رفتار و اندیشه و گفتار مردمانمان جستجو کرد؛ نمود عینی این فضای دهشتناک که امروز من به‌عنوان فرهنگ عمومی اجتماعی ازش یاد کردم همین هست که هستیم و می بینیم که البته خودم هم از این رفتارهای ذکر شده مبرا نیستم.

نکته مهم تری که در پس زمینه افکارم نقش بست این بود که چه نهادها و ارگانها و سازمانهایی در ارتقائ فرهنگ عمومی نقش پررنگی دارند.

از نظر بنده حقیر اول اداره آموزش و پرورش که با پوشش بیش از هجده هزار دانش آموز در سطح شهرستان بزرگترین پایگاه فرهنگ سازی را دارد ولی متاسفانه تمام تمرکز این وزارت خانه روی مباحث علمی و ارتقای علمی است و در بحث فرهنگی و اجتماعی نتیجه قابل قبولی ندارد.

وقتی در کتاب‌های درسی اشعار سعدی و حافظ و فردوسی به کمترین سطح خود رسیده و همچنین کلاس درس هنر کمترین ساعت تدریس را بدون نیروی مجرب دارد، وقتی در دوران دوازده سال تدریس هیچ آموزشی به دانش آموز در مورد نحوه برخورد با جنس مخالف داده نمی شود و به تمام فعالیتهای فرهنگی هنری به یک چشم نگاه نمیشود و تبعیض های بزرگی وجود دارد، وقتی مراقبت‌های اجتماعی تا حد قابل قبولی تدریس نمیشود و همچنین الگوهای متنوعی برای فرهنگ سازی در کتاب‌ها دیده نمیشود و روی اصالت فرهنگ ایرانی  پافشاری نمی‌شود، نتیجه آن میشود که از شاخص های فرهنگی فاصله میگیریم.

اگر اتفاق اخیر، حرکت حدود پنج هزار ایرانی نسل جوان به سمت ترکیه و دیدن کنسرت تتلو با صرف هزینه حدود بیست و پنج میلیارد تومان و خوردن خوراک فرهنگی مسموم که به جرات میتوان به‌عنوان بزرگترین زنگ خطر فرهنگی قرن از آن یاد برد را در نظر بگیریم و جسارت و شجاعت داشته باشیم به راحتی متوجه می شویم تتلو و تتلیتی ها و ساسی مانکن ها هم، میوه درخت سیاست های فرهنگی و برآیند عملکرد آنهاست.

اما در کنار اداره آموزش و پرورش، اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان هم با پوشش و حمایت از مجموعه ها و انجمن های هنری خود میتواند در توزیع و ارتقای فرهنگ عمومی نقش کلیدی داشته باشد و با ایجاد بستر مناسب برای فعالیتهای فرهنگی و قانون مند کردن فعالیتهای فرهنگی و اصلاح ذائقه عمومی جامعه اگر سهم پررنگ تری نسبت به آموزش و پرورش ندارد قطعا کم رنگ تر هم نیست.

و در آخر شهرداری دماوند با توجه به منابع مالی میتواند سهم بسیار پررنگی در ارتقائ فرهنگ اجتماعی ایفا کند.

لازم به ذکر است از زمان تاسیس شهرداری دماوند نزدیک به ۹۰ سال گذشته و متاسفانه تاکنون یکی از کارآمد ترین معاونت ها که همان معاونت فرهنگی اجتماعی می باشد را در درون خود راه اندازی نکرده است و نهایتا همیشه در حد بضاعت یک دفتر فرهنگی اجتماعی در حوزه فرهنگ عمومی ورود کرده است.

البته شهردارمحترم  سابق در این خصوص اقداماتی انجام دادند که متاسفانه به نتیجه و بهره برداری نرسید و امیدواریم شهردار آینده با نگاه عمیق تر به حوزه فرهنگ اجتماعی و ضرورت وجود معاونت فرهنگی اجتماعی گامی موثر در این حوزه بردارد.

باعنایت به مباحث مطرح شده و همچنین گفتگویم با تعدادی از فعالان عرصه فرهنگ و هنر شهرستان دماوند که در مراسم گرامیداشت روز فرهنگ عمومی حضور داشتند سوالاتی ذهنم را به خود مشغول کرد .

حال باید پرسید چرا از کارشناسان محترم فرهنگی اداره آموزش و پرورش دعوتی نشد تا گزارشی جامع  از توزیع و تزریق و ارتقای فرهنگ در حوزه تحت پوششان ارئه دهند؟

چرا در مراسم مذکور کارشناس محترم فرهنگی اداره فرهنگ و ارشاد، گزارشی مبنی بر فعالیتهای فرهنگی و کم و کاستی های این حوزه ارائه نداد؟ یا اینکه نیازی نبوده ؟؟

چرا در مراسم مذکور از کارشناس محترم دفتر فرهنگی اجتماعی شهرداری، گزارشی مبنی براقدامات انجام شده در حوزه فرهنگ اجتماعی به گوش نرسید ؟ یا  اینکه دعوت نشده بودند ؟؟

وهمچنین بد نبود در این مراسم وضعیت فرهنگ عمومی را از زبان مسئولین اجتماعی اداره بهزیستی و پلیس فتا و دادگستری وهمچنین بانوان و دختران شهرمان می پرسیدیم ، ما در کجای شاخص فرهنگی قرار داریم؟

قضاوت با خودتان

بی شک برکسی پوشیده نیست که کار در حوزه فرهنگ بسیار پرهزینه و دیر بازده می باشد و بر ذائقه مسئولین و سیاسیون که دنبال فعالیت های زود بازده هستند تا به نوعی عملکرد خود را به نمایش گذارند، گوارا نیست و احتمالا ترجیح میدهند در حوزه ای که نتیجه آن سالهای آینده به ثمر میرسد کمتر فعالیت کنند.

امیدوارم مدیران و مسئولین کلان شهرستان با دیده اغماض به این دلنوشته بنگرند و گامی موثر در این راستا بردارند.

قطعا تعامل سه اداره آموزش و پرورش، ارشاد و شهرداری با اصحاب فرهنگ میتواند نتیجه قابل قبولی در ارتقای فرهنگ عمومی و اجتماعی داشته باشد.

انتهای پیام/